|
سلام به خاطر اسباب کشی یه مدت این جا تعطیل بود حتی نتونستم واسه تولدمم بنویسم ولی تموم شد به زودی شروع میکنم از شما دوستان خوبم که واسم کامنت گذاشتین خیلی ممنونم زود میام زود زود
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 14:1 توسط پناه |
دعوت شدم بازم نياز نيست بگم از طرف كي چون هميشه فقط از طرف موجي دعوت ميشم بايد اسم 5 نفر از اونايي كه دوست دارم بغلشون كنمو بگم
سر آخر ديگه شرمنده نگفتم كي دعوتم كرده
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 19:33 توسط پناه |
نشستي دستاتو تو هم فرو كردي به كجا خيره شدي؟ حالا ديگه نه سر پايين. نه با دليل حالا ساعتتو دست راست ميبندي؟ بي پر ده بگم آقا خستم شونه واسه مردن داري؟ اون ياس كبودو ببين زير چشمام خودم كاشتمش به جاي دستات حق به گردنم داشتی اداش میکنم . ۲ متره کافیه؟ درسته گردنم مثل مو باريك نيست ولي تحملش كمه. يه عمر بغض پوسوندتش. دستاتو تو هم كردي كه چي؟ به كي خيره شدي؟ چشم ندارم ببينمت. كور شدن. چشاتو در میارم. چشات مال منه. بهم میاد؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 21:34 توسط پناه |
دلم ميخواد اين شبام زيرت باشم دلم ميخواد فشارتو روم احساس كنم حتي شده اين قد زيرت باشم تا عرق كنم بهش گفتم نميخوام ببينمش.گفتم دوسش ندارم اما هر شب از پنجره ي اتاقم سرك ميكشه تو كه باشي نميتونه منو ببينه آخ خدا باز زمستون رفتو ابر هام رفتن كنارو اون ماه لعنيتي پررو شد
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 16:49 توسط پناه |
ديشب موقع خواب خواهرم تازه شارژ شده بود
سلام + نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387 14:54 توسط پناه |
|